ای نام تو بهترین سرآغاز! *
از روزی که شرایط رو سبک و سنگین کردیم تصمیم گرفتیم که خانواده مون رو سه نفره کنیم برای دانیال و از دانیال می نوشتم در بلاگ اسکای. تا اینکه چند تا مشکل فنی پیدا کردم و اتفاقی با وورد پرس آشنا شدم و دیدم که امکانات اونجا در مقایسه با اینجا هیچ بود رسماً!
خیلی فکر کردم که شاید حیف اون وبلاگ باشه که از روز اول با تاریخ و ساعت نوشته شده بخواد کنار گذاشته بشه ولی بعد به این نتیجه رسیدم که هر چی بگذره دیرتر می شه و این وبلاگ واقعا جای پیشرفت داره و با ورد پرس هر کاری که بخوایم می تونیم بکنیم.
حالا باید مطالب رو تک تک بیارم، احتمالا عکس ها و فیلم ها رو هم همینجا آپلود بکنم که خیلی امن تر و مطمئن تره!
چند مدتی هم به شدت درگیر اسم وبلاگ بودم که چقدر کار سختیه و هیچی رو قبول نمی کرد تا این هدیه ی زیبای من رو قبول کرد و چه خوب هم شد! من هدایای زیبایی زیادی در زندگی گرفتم که دانیال زیباترینشونه!
دانیال سه روز دیگه 11 ماهش تموم می شه و من مطالب حدود 20 ماه رو باید بیارم اینجا!
به لطف خدا شروع می کنم به اسباب کشی!
*چه چیزایی رو که طوطی وار در مغزمون نمی کردن و معنیش رو درک نمی کردیم و حالا می فهمم که این مصرع بهترینه!!!