پنجشنبه 28 شهریور ماه سال 1387
این هفته دیگه شکمم گرد شده و زیر شکمم سفت شده…
پنجشنبه 28 شهریور ماه سال 1387
این هفته دیگه شکمم گرد شده و زیر شکمم سفت شده…
امروز به یکی گفتم که دکتر نتونست صدای قلبت رو بشنوه و البته گفته که این عادیه. اونم یه دفعه یه جوری شد و گفت پیش یه دکتر دیگه هم برو… منم یه جوری شدم…
این چقدر بده که «مامان» ها از الآن باید تو استرس بچه ها باشن… انگار از الآن «نکنه ها» شروع می شه تا آخر عمر… به خدا اعتماد می کنیم…
چند وقتیه که «بابا» نمی ذاره «مامان» به شکمش ضربه بزنه! می گه اینجوری می کنی بچه می پره… نمی بینی ماهی که تو آکواریومه وقتی می زنی به شیشه چه جوری می پره!؟
تو آرومی… خیلی خیلی آرومی و بی درد سر! کوچکترین اذیتی برای «مامان» نداری… «مامان» کوچکترین مشکل یا ناراحتی یی نداره… آنقدر زندگی به آرومیه گذشته ادامه داره که گاهی… گاهی حتی… شرمندتم گاهی حتی به حضورت شک می کنم… نگرانم!
چهارشنبه 13 شهریور ماه سال 1387
اینم آخرین عکس فرزند ما که در اینترنت پخش شده در هفته یازدهم:

در این هفته دندان های نوزاد شروع به رشد می کنند!
چهارشنبه 13 شهریور ماه سال 1387
دیروز «بابا» هی دست می کشید رو شکم «مامان» و می گفت نگران نباش بابایی، به زودی از اون تو درت میارم و آزادت می کنم! ایشالا امسال عید، عفو رهبری می خوری میای بیرون! 
سه شنبه 12 شهریور ماه سال 1387
امروز رفتم دکتر برای سومین بار. فشار ۱۰ روی ۵ و وزن ۶۸.۸!
دکتر خودش اصلاْ حال نداشت و سرماخورده بود! گفت نباید روزه بگیرم. خیلی برام سوال بود… هر کی یه چیزی می گفت که بالاخره دکتر گفت نباید روزه بگیری.
آزمایش قند ناشتام هم 10 تا از حد نرمال پایین تر بود که چیزی نگفت دکتر و تست تحمل گلوکز هم خوب بود خدا رو شکر.
گفت برو بخواب ببینیم می تونیم صدای قلب بچه رو بشنویم یا نه، البته الآن زوده و قاعدتاْ ۲ ماه دیگه شنیده می شه ولی امتحان می کنیم این دستگاهمون قویه.
به نظر من که اینقدر هیچ کاری نداشت فقط می خواست یه حرکتی کرده باشه.
رفتیم و صدا از بچه م در نیومد! آخه این خانوم نمی دونه که من برای بچه فضایی رو ایجاد کردم با عایق صدا و حرارت! اصلاْ بچه م Air Bag هم داره! مادرش یه عمر به خاطرش چربی رو چربی های شکم گذاشته!!!
معده م هم که گاهی به هم می ریزه و گفت رانیتیدین اشکالی نداره و گفتم گاهی سردرد می گیرم، شدید شد چه مسکنی می تونم بخورم که گفت سردرد در اوایل بارداری عادیه ولی می تونی استامینوفن ساده بخوری!
گفت 3 هفته ی دیگه بیا ولی من یک ماه دیگه می رم! 
امروز کسی گفت تو برای خوشحالی و خوشبختی ما قرار نیست به این دنیا بیای، گفت تو قراره خودت رو خوشبخت کنی و ما باید به تو کمک کنیم که خوشبخت بشی… واقعاً!؟
نوشته شده در ساعت 6:58 PM


مقایسه پاهای یک جنین 10 هفته ای با دست یک انسان بالغ!
فوق العاده ست!!!!